Famine and Dearth

Mirat-I-Ahmadi-Vol.1

1.

.......وقوع قحط شدید : درین سال ۱۰۹۲(هزار و نود و دو هجری) قحط و غلا در صوبه اتّفاق افتاد و خلایق از فقدان نان به ستوده آمده در سواری محمّد امین خان شورش و نالش را از حد اعتدال گذرانیدند. مفصل این مجمل آنچه از تقریر اکثر معمرین که از نیاکان خود شنیده بودند و بحد تواتر پیوسته و بدین موجب مفهوم گشت که چون پله میزان گرانی گرفت و تسعیر حبوبات و غلات رو به کمی نهاده مردم به فغان و زاری در آمدند از اتفاقات در آن ایام روز عید می‌آمد محمد امین خان به‌مصلی رفته و در حین معاودت چون به راستة بازار شهر داخل شد از صغیر وکبیر و برنا و پیر و ذکور و اناث که بنا بر تفرج روز عید بر آمده بودند از ممر گرانی و ضیق معاش زبان بفریاد و فغان کشادند. ابوبکر نامی بفتنه انگریزی که خود را باسم بی مسمٰی برای ..... مشهور و معروف گردیده بود در آن جمع حاضر شده ترغیب و تحریص هنگامه عوام الناس پرداخته اغوای مردم بنوعی نمود که آنها به تلقین و بد آموزی او که محض حصول رضای خدا می پنداشتند کار از نالش زبانی و فغانی و زاری گذرانیده بانداختند سنگ و کلوخ و خاشاک بر پالکی سواری محمد امین خان است تطاول و جرات کشادند. (مرآت احمدی، جلد اول، قاضی عبدالکریم ، مطبع فتح الکریم، بمبئی۱۳۰۷ه.ص ۱۶ء۔ ۳۱۷) .................

2.

......هم درین سال ۱۰۰۲(هزار و صد و دو) قحط سالی و آثار وبا در بندر بهروچ و سورت و احمدآباد وغیره و اکثری امکنه ظاهر گشت چنانچه خلق کثیر در نورد وادی عدم گشتند. چون حکم قضا شیم در باب تاکید وجه جزیه ذمیان پرگنه پالن پور وغیره رسیده بود ناظم به کمال خان جالوری درین ماده به قدغن تمام نوشت چنانچه او به فیروز خان پسر خود که به نیابت جالوری پرداخت بتاکید نوشته اعانت تابینان شیخ اکرم الدین امین اخذ جزیه بتقدیم رسانید. (مرآت احمدی، جلد اول، قاضی عبدالکریم ، مطبع فتح الکریم، بمبئی۱۳۰۷ه.(ص ۴۲۔۳۳۷) .............................

3.

.......وقوع قحط عظیم که در گجرات به ستاسیه مشهور معروف است از سنوح واقعات این سال محرّم الحرام سال هزار و سی و نه هجری وقوع امساک باران و قحطی که در ملک گجرات و دکهن به درجه اتم پیوسته بود و در افواه جمهور خلایق گجرات آن سال به ستاسیه مشهور و معروف سکان این دیار از اقطاع مایه اکل و فقدان وجه قوت به اضطرار افتادند جانی با نانی می دادند و کسی نمی خرید و شتری بر غیفی می فروختند نمی‌ارزید دستی که پیوسته به انعام دراز بود جز به گدایی طعام نکشودی و پایی که همیشه ساحت استغنا می زدی جز راه دریوزه نه پیمودی. گوشت سگ بجای گوشت بز و استخوان آش کرد اموات با آرد آمیخته بفروخت رفت چنانچه بعد از ظهور این معنی فروشندگان به سیاست رسیدند انجام کار از عموم اضطرار شروع در خوردن گوشت با یکدیگر کردند و از بسیاری جان سپردگان طریق بر اهل تردد تنگ شد و احدی تنها از بیم هلاکی که جمعی دو چار شده کوشش را بر هانید۔از مامن خود حرکت نمی‌کرد و هر کس که از جان کندن بسیار به اجل موعود مهلت یافت و نیروی ره نوردی در خود دید به قریات و قصبات و ممالک دیگر انتقال نمود و درین ولایت که به آبادی مشهور معروف شهر معموری نماند و این بلای شدید وباهای گذشته و غله ها که در سوانح سابقه برسم تعجب آمد در نظری بی اعتبار گردانید مظهر مراحم ایزدانی حضرت خاقانی حکم فرمودند که متصدیان بر هان پور و احمد آباد و سورت آش پز خانها که به لنگر خانه زبان زد روزگار است برای فقرا و غربا و نیازمندان ترتیب دادند هر روز آن قدر آش و نان که به کفاف در ماندگان کفایت کند مطبوخ می گشت و چون عشرات و اقوات طبق اوقات به سکان احمد آباد زیاده بر دیار دیگر به مسامع قدس رسیده حکم مقدس شرف صدور یافت که دیوان صوبه پنجاه هزار روپیه از خزانه عامره نقد نیز به غله آوردگان آن شهر رسانید و چون امسال باران و گرانی غله باعث پریشانی احوال رعایا بود و مبلغهای کلی درین سال و در سال آینده از خالصجات وجه از جاگیر است تخفیف مرحمت شد حکم شد از کهن سالان این دیار که از معمرین خودها که در آن وقت ازین محنت رهائی یافته بودند مسموع گشت که از آنکه سال آینده نزول رحمت شد چون مواشی نمانده بود جاموسی را از جانپانیر به مبلغ هفتاد روپیه خریده به شهر آورده بودند که در گاومیشان فحل نبود . (مرآت احمدی، جلد اول، قاضی عبدالکریم ، مطبع فتح الکریم، بمبئی۱۳۰۷ه ص ۲۱۶) ..........................

4.

....... چون در سال گذشته (هزار و نود و هفت) حسب الحکم معلی ورود یافت که به سبب گرانی و پریشانی حال غربای بلده احمد آباد تا یک سال محصول غله معاف شناسند چنانچه سابق ذکر یافت و از آن بعد بدستور سابق می گرفته باشند لیکن امسال به سبب کمی بارش نسبت به سال گذشته غله گران است در صورتی که ضبط محصول به میان غربا نالش خواهند نمود حکم جهان مطاع عالم مطیع صادر شد به متصدیان محال سایر مقرر نمایند که تا نرخ نسبت به نرخی که نظر برای گرانی محصول معاف شده بود یک سوای زیاده نشود حاصل غله مندرسات نگیرند . (مرآت احمدی، جلد اول، قاضی عبدالکریم ، مطبع فتح الکریم، بمبئی۱۳۰۷هص ۳۳۲۔۳۲۸) ...........................

5.

.........هنگامه آرا شدن سلطان مظفر ننهو به اغوای جام زمیندار نوانگر و شکست یافتن او از جمله سوانحات این سال (نهصدو نود هفت۹۹۷) ...... درینوقت باران عظیم فرو ریخت و دو شبانه روز متصل بارید. مخالفان در قضای مرتفع منزل و معسکر اقبال در زمین نشیب بود، از شدت باران رسد غله به اردوی غازیان کمتر می رسید، سپاه از عسرت آذوقه و افراط باران به تنگ آمده خان اعظم به جنگ صف ندیده به جانب نوانگر که موطن جام بود کوچ کرد که هم توسعه در آذوقه رسد برسد و هم سنگ تفرقه در هنگامه مخالفان افتد. (مرآت احمدی، جلد اول، قاضی عبدالکریم صاحب ، مطبع فتح الکریم، بمبئی۱۳۰۷ه ص ۳۳۲۔۳۲۸) .........................

6.

......روز هشتم شهر محرم الحرام سال هزار و شصت و نه چون مرزا شاه نواز خان صفوی که بنابر بعضی امور و مصالح ملکی در هنگام توجه رایات عالیات از اورنگ آباد بصوب مستقر الخلافت اکبرآباد تا این هنگام در قلعه برهانپور بموجب حکم اقدس محبوس بود. .......هفتدهم شهر ربیع الاول سنه مذکور داخل احمدآباد شد و هنوز جاگرم نکرده بود که خبر رسیدن محمد داراشکوه از تهتهه بصوب احمد آباد رسید که بعد طی مراحل بکنار چول که عبارت ارزن باشد در راه ولایت کچهه واقع است آمده چون درین سال (۱۰۶۹ه) از جهت کمی باران تالابهای آن راه بی آب بودند و در بعضی جایها که چاهی بود لشکری را کفایت نمی نمود درین دو سه منزل اکثر لشکر او بهلاکت نزدیک رسیده بهر قسم داخل چول شده حقیقت چول مذکور آنکه دشتی شورستانی است به مسافت چهل بر کنار دریای شور اتمام آن مسافت آب شرین مطلقا نایاب و از همه سو بجای آب جلوه امواج سراب است و به واسطه قرب دریای در بعضی مواضع آن سرزمین نوعی از گل است که در ته آْب دارد و آب در آن فرو می رود که بزبان هندی دلدل گویند و در جاده پیش از چند سوار پهلوی هم عبور نتوانند نمود طول آن بیابانی منتهی می شود. (مرآت احمدی، جلد اول،قاضی عبدالکریم ، مطبع فتح الکریم، بمبئی۱۳۰۷ه ص ۲۵۴)

This is a selection from the original text

Keywords

غله, غله, قحط, قحط, وبا, گوشت

Source text

Title: Mirat-I-Ahmadi-Vol.1

Author: Qazi Abdul Karim

Original compiled c.17th century

Edition: 1st Edition

Provenance/location: Original compiled c.17th century

Digital edition

Original author(s): Qazi Abdul Karim

Language: Persian

Responsibility:

Texts collected by: Ayesha Mukherjee, Amlan Das Gupta, Azarmi Dukht Safavi

Texts transcribed by: Muhammad Irshad Alam, Bonisha Bhattacharya, Arshdeep Singh Brar, Muhammad Ehteshamuddin, Kahkashan Khalil, Sarbajit Mitra

Texts encoded by: Bonisha Bhattacharya, Shreya Bose, Lucy Corley, Kinshuk Das, Bedbyas Datta, Arshdeep Singh Brar, Sarbajit Mitra, Josh Monk, Reesoom Pal

Encoding checking by: Hannah Petrie, Gary Stringer, Charlotte Tupman

Genre: India > chronicle histories

For more information about the project, contact Dr Ayesha Mukherjee at the University of Exeter.

Acknowledgements